ميرزا شمس بخارايى
92
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
نصر اللّه خان را زحمت مىرسانيدند . هر روز جمعى كشته و زخمدار مىشد و كسى را ياراى نزديك شدن نبود . در آن اثنا خبر رسيد كه اهالى « كته كرگان » از طايفهء نايمان يك هزار مرد جنگى به يارى عمر خان برخاسته « 1 » عمّا قريب خواهند رسيد ، و از اهل « ميان قلعه » و سمرقند نيز جمعيّت بسيارى داوطلب يارى عمر خان گرديدهاند . دو سه روز از اين مقدمه گذشته يك هزار نفر نايمانى شبانه خود را به پشت قلعهء بخارا رسانيده از دروازهاى كه كسى در آنجا نبوده ، وارد شهر گرديده ، مورد الطاف عمر خان [ واقع ] « 2 » شده و فرداى آن روز از بالاى حصار و باره ، بناى آتش فشانى به اردوى نصر اللّه خان گذاشتند . از آن طرف لشكر نصر اللّه خان را ضعف دست داده ، از استماع يارى سمرقنديان و اهل ميان قلعه رعب و خوفى در دل آنها پديد آمده بود . مدّت محاصره به چهل روز كشيده « 3 » شده ، چارهاى به جهت افتتاح شهر به دست نبود . كوشبيگى صدر اعظم كه تمام حواسش نگران نصر اللّه خان بود ، جاسوسى چابكدست « 4 » - به هر تمهيد كه بود - پيدا كرده ، نامهاى به جهت نصر اللّه خان نوشته بود كه چند روز ديگر دست از محاصره برندارد ، شايد چارهاى انديشيده شهر را به تصرّف او بدهد ؛ و هم كوشبيگى دو تن از ياران معتمد عمر خان را كه همان دروازه و توپخانه سپرده به آنها بود ، در نظر داشت كه فريفته و با خود همدست نمايد . يكى از آن دو تن اياز بيگ و ديگرى رجب بيگ نام داشتند و هر دو كمال جان فشانى نسبت به عمر خان مىنمودند و بدين واسطه راه چاره بر كوشبيگى مسدود بود . آخر الامر به هر وسيله و حيلهاى كه داشت آنها را با خويش همراز كرده وعدهء مبالغ خطير به اياز بيگ و رجب بيگ داده ؛ پس چگونگى را به توسط همان جاسوس به نصر اللّه خان آگاهى داد و قرار داد نمود كه شبانهء سيم نصر اللّه خان در پشت دروازه حاضر شود تا اينكه دروازه را گشوده و
--> ( 1 ) . اساس : خواسته . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به فحواى عبارت افزوده شد . ( 3 ) . اساس : كشيد . ( 4 ) . اساس : چابكدست + پيدا ؛ زائد مىنمود با توجه به متن عبارت تصحيح شد .